محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 23
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . - راهى به سوى حق ندارد ؟ راستى آيا چگونه مىشود با پيمودن راهى كه راهبرانش - خليفهء دوّم را معصوم مىدانند ، و زندگى عمروار را فخريّه تلقّى نموده ، ووسوسهء شيطان را نسبت به خاتم انبياء صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم مجاز دانسته ، ولى همان شيطان را مىگويند از سايهء عمر گريزان است ، وبالأخرة حق فقط بر زبان عمر جارى مىشود ، ولى هيچگاه هيچيك از فضائل ومناقب واقعى مولا امير المؤمنين عليه السلام را در آن عوالم كذائى نمىبينند ؟ با اينكه مدّعى معراج وكشف وشهودند ، وپرده از روى چشمشان برداشته شده كون ومكان را مىبينند تا آنجا كه خدا را به صورت پسر امرد وزن زيبا مىبينند ، ولى هرگز در آن حالات امير المؤمنين عليه السلام را در غدير خم روى دست پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم كشف نكردند ، رهرو على عليه السلام بود ؟ چگونه مىشود با سلوك راههائى كه ايشان مىنمايند مرتبهء ولايت را تقويت نمود و به درجات عاليه از و داد ومحبّت امير المؤمنين عليه السلام و اصل شد ؟ قضاوت وداورى با خوانندهء محترم است . ذيلًا متن عبارت آنچه را كه به طور خلاصه مرقوم آمد تفصيلًا ملاحظه مىفرمائيد : 1 - محيى الدين عربى بعد از ستايش اولياء رجبيّون و ذكر كرامات آنها مىگويد : « ايشان شيعيان رابه شكل خوك مىبينند . [ فتوحات مكيّة : 2 / 8 ] 2 - محيى الدين مى گويد : « يكى از اقطاب ركبان عمر بن خطّاب ، و ديگرى احمد بن حنبل است ، وبدين جهت پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم راجع به نيروى خدادادى عمر فرمود : اى عمر ! ملاقات نكرد